![]() |
| |||||||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
| | #1 | |||||||||||
| کاربر حرفـــــــــه ای ![]()
تاریخ عضویت: Sep 2010 محل سکونت: حريم تنهائي
نوشته ها: 9,627
سپاس ها: 80,958
سپاس شده 23,240 در 8,084 پست
درجه: 244 ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() | پاسخ: سخن گفتن از حقیقت وحی برای ما بسیار مشكل است. زیرا راه وحی راهی فكری نیست كه ما نیز از آن سر در بیاوریم. بلكه وحی نزد ما مرموز است و ما از حقیقت آن اطلاعی نداریم. در حقیقت ادراك هر چیزی در هر موطنی باید با قوه مناسب با آن صورت گیرد. اشیاء مادی با حواس پنجگانه ؛ امور خیالی با قوه خیال؛ كلیات و امور عقلی با قوه عقل ادراك می شوند. اما حقایق الهی كه فوق طور حس و خیال و عقل هستند ، باید با قوه مناسب آن ادراك شوند، قوه برتری كه از حس و خیال و اندیشه و عقل برتر است و اصطلاحاً از آن به «شهود» تعبیر می شود. شهود در انسانهای عادی از راه سیر و سلوك و ریاضت های شرعی حاصل می شود و همان است كه در روایت امیرالمومنین(ع) به «تدركه القلوب بحقایق الایمان» تعبیر شده است. روش درك حقایق الهی را در اصطلاح «تلقی» می گویند. «و انك لتلقی القران من لدن حكیم علیم ؛ یقییناً قرآن از سوی حكیم دانا بر تو القا می شود» (نمل: 6) تلقی به معنای روبرو ساختن و عطا كردن و القاء كردن است. اما چنانچه درباره تفاوت فكر و حدس گفته می شود كه فكر آن چیزی است كه از راه مقدمات حاصل می شود؛ مرتب كردن و منظم كردن معلومات برای كشف مجهول و برداشتن حجاب حقیقی از چهره مجهول و معمول كردن آن فكر نامیده می شود و در مقابل آن حدس قرار دارد كه بدون مقدمه حاصل می شود و صاحب آن به دلیل آمادگی عقلی و روحی به یكباره مطلب را بدون كنكاش عقلی در می یابد، ادراك شهودی نیز بر دو حالت است: یكی از راه سیر و سلوك و دیگری از راه جذبه آنگاه كه شدت صفا باشد و هیچ قیدی بر جان انسان ننشسته باشد ، قلب چنان پاك و صاف می شود كه حقایق الهی را چنانچه هستند، درك می كند و از آن فرایند تعبیر با وحی می شود. توضیح بیشتر اینكه حقایق همه اشیاء و امور در علم الهی كه از آن به حضرت علمیه و حقایق اشیاء در علم الهی تعبیر می شود به نحو بسیط وجود دارند و هیچ گونه كثرتی در آنها راه ندارد و ادراك آنها، فقط زمانی میسر است كه انسان به مقام بساطت و صفای باطن برسد. اما ما انسانها كه دارای وجود خاص و حیات و زندگانی خاص و علم خاص هستیم، در حقیقت در بند قیودی گرفتاریم كه نمی توانیم با آن حقایق راه بیاییم. اما انبیا كه قیود را پاره كرده اند و به مقام بساطت رسیده اند چنان صفای باطنی دارند كه به یك جذبه حقایق را ادراك می كند. به این دلیل وحی ، شعور مرموز است كه حقیقتش برای ما انسانها عادی روشن نیست. بنابراین بهترین راه برای شناخت حقیقت وحی استفاده از زبان وحی و شنیدن ویژگی های آن از زبان وحی است و عقل درك می كند كه به حقیقت آن راه ندارد. عقل اجمالاً می باید به یك سری حقایق كه برتر از طور عقل است برایش قابل دسترسی نیست و تنها می تواند ویژگی ها و آثار آن را درك كند و به همین دلیل لزوم وجود نبی را اثبات می كند تا انسان از طریق وی به این حقایق نائل شود. بحث درباره وحی بسیار است كه چند كتاب را برای مطالعه بیشتر معرفی می كنیم: برای اطلاع بیشتر نگا: ـ طباطبایی، علامه سید محمد حسین، مباحثی در وحی و نبوت، ص 5 ـ 85 بنیاد علوم اسلامی، 1360، تهران ـ مطهری استاد شهید مرتضی . وحی و نبوت، ص 7 ـ 23 ، انتشارات صدرا، قم ـ سعیدی روشن، محمد باقر، تحلیل وحی، ص 73 ـ 98 مؤسسه فرهنگی اندیشه ارشاد، 1375 ، قم ـ مجموعه سخنرانی ها و مقالات دومین كنفرانس تحقیقاتی علوم و مفاهیم قرآن كریم، ص 12 تا 147( به ویژه مقاله آقای مهدی هادوی تهرانی)، درالقرآن الكریم قم ـ مكارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه ج 13، ص 173 به بعد و پیام قرآن، ج 1 ، ص 218 به بعد ـ مطهری استاد شهید مرتضی نبوت ص: 69 ـ 96 انتشارات صدرا، قم 1. مكاشفه به معنی آشكار شدن اسرار و امور غیبی است و خشیت و هیبت هم از صفات اهل مكاشفات است. آنچه در كشف و شهود به عنوان ركن اصلی نمود دارد، داشتن «چشم حقیقتبین» است تا از مهمترین حقیقت غیبی! یعنی حقایق الهیه و اسماء پنهان در این گنجینه پرده بر دارد. حقیقت مذكور برتر از آن است كه دست اندیشه به دامنش برسد و اجازه داده شود كه احدی به سرا پرده او داخل شود و از این رو، چارهای جز این نبود كه برای ظهور و بروز اسماء و كشف گنجینههای اسرار آنها، خلیفهای الهی تعیین شود تا جانشین آن حقیقت غیبی در ظهور اسماء باشد. 2. گرچه در تبیین مفهوم مكاشفه، به پی بردن به اسرار امور غیبی تعبیر شد، اما حقیقت آن است كه از ناحیه خداوند، هیچ حجابی در عالم وجود نیست. ذات او به ذات خودش در اشیاء ظهور یافته و زمین و آسمان را روشن نموده است: «و اشرقت الارض بنور ربها؛ و زمین با نور پروردگارش روشن شد»، (زمر/69). و این تجلی، تجلّی ذاتی است. هیچ حجابی میان او و خلقش نیست. او در همهی آئینهها نمایان است. آن حقیقت غیبی كه از تلبّس به اسماء و صفات نیز مقدستر است، دیگر جایی از تلبّس به «بود»های زائد فانی، برای او نمیماند. آن حقیقت با همان حقیقت شریفش ظاهر است و باطن و اوّل است و آخر، (حدید/3). سخن امام حسین(ع) در دعای عرفه نیز به همین مطلب اشاره دارد؛ آنجا كه فرمود: «ایكون لغیرك من الظهور ما لیس لك حتّی یكون هو المظهرُ لك، مَتی غبت حتی تحتاج الی دلیل یدل علیك؛ مگر غیر از تو چه ظهوری دارد كه تو نداری تا بتواند نمایانگر تو باشد. كی غایب شدی تا به دلیلی كه بر تو دلالت كند، نیاز داشته باشی؟ حافظ شیرازی نیز در بیت زیر به موضوع فوق اشاره كرده است: مدعی خواست كه آید به تماشاگه راز دست غیب آمد و بر سینهی نامحرم زد محی الدین عربی نیز میگوید: «عالم همواره در غیب است و هرگز ظاهر نشده است و حق تعالی همیشه ظاهر است و هرگز غایب نشده است پس آنچه در دار تحقق و وجود و در محفل غیب و شهود است، چه در ظاهر و چه در باطن، چه در اوّل و چه در آخر، هر چه هست، همه حقّ است و به جز او همه بافته وهم و ساخته خیال است»(امام خمینی، مصباح الهدایه، ترجمه احمد فهری، ص 146) و به قول خواجه عبدالله انصاری وحی و مكاشفه از یك وادی هستند(به اسناد آیه 10 سوره مباركه نجم: فأوحی الی عبده ما اَوحی) زیرا معنای وحی اشاره خفی است و معنای مكاشفه آن است كه شخص با همراز خود دیدار كند و سر خود را برایش بازگوید كه جز با اشارهی خفی نخواهد بود. مكاشفه آن است كه دو همراز، سرّ خود را با هم تبادل كنند و در این باب مكاشفه عبارت است از آن كه بنده با مشاهده به ماورای حجاب عالم برسد و آن چه را پنهان و مستور است شهود كند. ایشان مكاشفه را به سه درجه تقسیم میكنند: درجه نخست: مكاشفهای است كه دلالت بر تحقیق درست (مطالعهی تجلیات اسماء الهی) میكند و تحقیق صحیح آن است كه مكاشفه همیشگی باشد. اما هنگامی كه مشاهده مستمر نیست و هر از چند گاهی رخ میدهد، به خاطر آن است كه صاحب مكاشفه، در اثر دیدن مقام خود، در تَلْوین واقع میشود. یعنی بنده مادامی كه در طریق باشد از حالی به حال دیگر تحوّل و تغییر مییابد. با آن كه او در شهود مقصود به حدّی رسیده است كه هیچ سبب قاطعی نمیتواند توجّه مكاشف را، منصرف كند و هیچ سببی او را بازنمیگرداند، و هیچ لذّت نفسانی او را از مقصود خود جدا نمیكند. و این درجهی قاصد است و هرگاه استمرار یابد درجه دوّم خواهد بود. درجه سوم، مكاشفه با چشم حقیقت است، نه مكاشفه با علم كه حجاب معلوم است و نه مكاشفه با حال كه غیر دائم است و این مكاشفهای است كه رسوم و آثار را محو میكند و هیچ اثر و نشانهای از بقیه نمیگذارد تا لذّتی احساس كند. سخن را با این كلام به پایان میبریم كه وهم و گمان و خیال در مكاشفه دخل و تصرّفی ندارند و «كشف» و «شهود و مشاهده» از حقایق عالم عرفان میباشد. برای مطالعه بیشتر ر.ك: شرح منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری بر اساس شرح عبدالرّزاق كاشانی، انتشارات الزهراء. در پایان به طور خلاصه تفاوت «وحی با كشف عرفانی» را به این شرح می آوریم: 1. فرق وحی با مكاشفه عرفانی نظیر فرق بین معجزه با سحر است به این معنی كه وحی و یا معجزه جز برای پیامبران و اولیای معصوم(ع) بر نمی آید ولی سحر و جادو یا مكاشفه با توجه به راهكارهایی كه دارد از غیر معصوم(ع) هم ساخته است. فرق دیگر آن كه وحی و معجزه، هیچگاه در آن خطا و اشتباه - البته با نشانه هایی كه دارد - امكان ندارد ولی در مكاشفه و مانند آن احتمال خطا و تخیل هم می رود و به همین دلیل مكاشفه نمی تواند حجت شرعی و ملاك تكلیف قرار گیرد مگر برای خود صاحب مكاشفه اما وحی و معجزه هم حجت شرعی و هم ملاك تكلیف همه است چنان كه در داستان ذبح حضرت اسماعیل(ع) توسط حضرت ابراهیم خلیل(ع) در قرآن كریم آمده است . فرق دیگر آن وحی و معجزه از سنخ علوم متعارف و معمولی نیست تا با مدرسه و تحصیل و تدریس به دست بیاید بلكه لدنی و آسمانی است. برخلاف مكاشفه و مانند آن با تحصیل و تهذیب اخلاق و جهاد اكبر قابل دسترسی است برای مطالعه بیشتر ر.ك: - وحی یا شعور مرموز، علامه طباطبایی. - تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج 2 (عربی) ، ص 163. - پیام قرآن، آیت الله مكارم شیرازی و دیگران، ج 7، ص 317 – 327. چـه شبـاهـت متـفـاوتـی بـیـن مـاسـت ... مـن" دل شکـستـــــــه ام"و تـو " دل" شکـستــــــه ای ... هیچ تقصیر کسی نیست اگر رنجوریم روشنی هست،خدا هست،ولی ما کوریم! | |||||||||||
| | |
| 2 کاربر از پست *Bahar* سپاس کرده اند . |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| كجا, مكاشفه, وحی, یابیم, پیامبران, بین, باید, تفاوت, عارفان |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
| |
موضوعات مشابه | ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| مديريت کيفيت و بهره وری | Vita | برنامه ریزی و تحلیل سیستمها | 9 | 20-12-2010 11:56 AM |
| مقاله کامل درباره کارهای عمومی ساختمان | Vita | مهندسی عمران | 0 | 03-12-2010 10:28 PM |
| مبانی بتن | Vita | مهندسی عمران | 0 | 03-12-2010 10:11 PM |
| ایمنی در آزمایشگاه | Vita | مهندسی شیمی | 0 | 03-12-2010 09:54 AM |